الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
57
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
و همچنين ، مؤاخذه نكردنش عمّال جور و ستم و بنيانگزاران فساد و تباهى را نيز ، بايستى بمقتضى همان ولايت دانست . و عدم اقامهء حدّ قبل از تجاوز ، و عدم قصاص قبل از وقوع جنايت ، و مجازات نكردن آنان ، پيش از وقوع گناه ، نيز ، از شئون ولايت مطلقه است . ولايت مطلقهء آنحضرت است كه ايجاب مىكند با تجاوزكاران ، قطع رابطه ننمايد و با آنها حسن معاشرت داشته باشد ، و با وجود اينكه ميدانست دربارهء عترتش ظلم و ستم روا ميدارند ، آنها را از پيشگاه خود طرد نكند . اين رفتار ، و تحمّل اين همه رنج ، از هيچ بشرى سابقه نداشته ، و اين علم و اين گذشت ، در هيچ فردى از اولاد آدم ، جمع نشده و نخواهد شد . و جز دربارهء صاحب « ولايت كبرى » دربارهء هيچ انسانى ، قابل تصوّر نيست . و اين معنى ، خود ، موضوع يك بحث دامنهدارى از مباحث و علوم دينى است . بطوريكه اگر بخواهيم همين يك موضوع را شرح و بسط دهيم ، قطعا به صورت كتابى قطور ، خواهد شد . پس با اينحال . ميتوان گفت رسولخدا ( ص ) در طول زندگيش ناظر حوادث و مصائب دلخراش اهل بيت و جگرگوشهها و عزيزانش بوده است . گويا آنحضرت ، به چشم خود از پس پردهء نازك ، مصائب و بلاهائيكه بر سر نور ديده و پارهء تنش « فاطمه » و پسرعمش « صدّيق اكبر » و ذرّيهء ايشان ، وارد ميشده ، تماشا مىكرد . و لذا در زندگيش ، وقتى چشمش بيكى از ايشان ميافتاد ، آنا ، آنچه كه در دل داشت در مقابلش مجسم ميشد . و به همين جهت طبيعتا در تمام دوران زندگيش ، حزن و اندوه ، در مكنونات قلبش پديدار ميگشت و حتّى يك لحظه از اين درد و اندوه ، آسوده نبود ، و زندگيش تيره و تار بود ، ( با همهء اين جهات ) با فرو بردن غصّه ، آتش دل و حسرت درون را پنهان ميكرد . و هر وقت ، محيط را براى تسكين قلب ، و خاموش كردن آتش دل ، مساعد